تصقیرکار
فدای شیرین زبونیهات بره مامانی وقتیکه امروز پات گیر کرد به متکا و افتادی رو سر من و وقتی من سرمو گرفتم اومدی ماچم کردی و با شیرین زبونی گفتی مامانی بشید ... من تصقیر نبودم !!!
فدای شیرینکاریهات برم وقتی شعرهایی رو که من برات میخونم باصدای بلند میخونی و به من میگی پسر نازم سبحان نازم بخون .
فدای مهربونیت برم که هیچ چیزی رو تنها نمیخوری و سهم مامانی رو نگه میداری .
فدای دقتت برم من وقتی من لباسمو عوض مبکنم یا آرایش میکنم میگی به چه خوشگل کردی .
الانم اومدی میگی بیا ازم عکس بگیر منم این پست رو تموم میکنم و میرم که ازت عکس بگیرم که پست بعدی عکساتو بذارم .
دوستت دارم زیباترین فرشته خدا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تصقیرکار
